مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1185

طب اكبرى ( فارسى )

آميخته و مغز ساق گاو و موم و روغن بنفشه يك جا كرده قدرى مردارسنگ در آن سرشته همين عمل دارد . و اگر شقاق در گوشت اثر كرده باشد ، اين دوا نفع دارد : مردارسنگ نرم سوده به روغن زيت بپزند كه غليظ شود بعده [ يعنى پس از آن ] چند قطره درو چكانند . و بايد كه شقاق را نخست در آب گرم نهند تا نرم شود و پاك نمايند و بعده [ يعنى پس از آن ] معالجه فرمايند . و بايد كه پاى را از غبار و خاك نگاه دارند و براى اين كار ، احتياط آن است كه به موزه بپوشند و آب سرد نرسانند و جملهء شقاق را غبار و خاك و هوا و آب سرد ضرر دارد . [ 1565 ] فايده : گاه باشد كه در شدقين رطوبتى شور از سر فرود آيد و بدان سبب شقاق در وى پديد آيد و سپيد و تر نمايد . علاج : فصد كنند و مسهل دهند و بعده [ يعنى پس از آن ] مازو و سركه بجوشانند و بدان تمضمض فرمايند و به آب سماق و آب انار ترش سرمه بسايند و طلا نمايند . و اگر از روغن كدو و بادام و موم قيروطى سازند و به آب انار ميخوش و آب سماق آن را قوت دهند و طلا سازند سود دهند . [ 1566 ] فايده : گاه باشد كه زير قدم خصوص اندر عقب دردى عارض شود كه صاحب او قدم بر زمين نتواند نهاد . و سبب او خلط گرم رقيق است كه بر قدم ريزد از بدن و اين مرض نيز مسمى است به نزول الماء . علاج : قىء فرمايند و روغن گل بمالند . و اگر ورم كند و ريم درو گرد آيد ، بايد كه به آهن يا به ادويهء اكاله آن را بگشايند و دهن جراحت [ را ] وسيع سازند تا ريم بتمامه برون آيد بعده [ يعنى پس از آن ] حنا و مازو به سركه سرشته بر آن بندند . و اگر به واسطهء متانت و كثافت جلد زود پخته نشود ، قطعه [ يى ] از اليهء طريه آنجا بندند تا كه پخته شود و منفجر گردد . و اگر سبب تعطيل انفجار ، جمود و افسردگى ماده بود ، آهن گرم كنند و داغ عميق نهند تا زوال پذيرد . و وجع العقب در آخر وجع المفاصل نيز گفته شد به تفصيل .